نخستيـن سـاعـت‌هـا

در صفحات بعدي همه‌ٴ مداركي را كه در دسترسم بوده گردآورده‌ام‌. بايد توجه داشت كه در بسياري موردها نمي‌توان مطمئن بود اشاره مربوط به يك ساعت است يا بَنكام (پنگان‌) يا ساعت آفتابي‌. واژه‌ٴ Horologium و مشتقاتش در لاتيني‌، انگليسي (كه در فرهنگ آكسفورد 20 مورد آن ذكر شده‌) و ربان‌هاي ديگر، سرشار از ابهام است‌. ممكن است اشاره به شاخص (ساعت‌ آفتابي‌) باشد، يا پنگان (ساعت آبي‌)، يا ساعت (مكانيكي‌).
در قانون صومعه‌ٴ سيتو (حدود 1120) به متولي مأموريت داده شده هورولوگ (زمان‌سنج‌) صومعه را طوري تنظيم كند، كه راهبان را براي نماز سحر بيدار سازد اين ساعتي شماطه‌دار بوده‌ كه مي‌توانسته از هر نوع باشد؛ شايد يك ساعت مكانيكي ابتدايي‌، شايد پنگان با دستگاهي‌ براي زنگ زدن بوده‌، بدين‌سان متولي بيدار مي‌شد و ناقوس را مي‌زد تا ساير برادران بيدار شوند.
در مواردي معني هورولوگ تقريباً مسلم است كه ساعت آفتابي بود، مثلاً مواردي كه‌ ثورندايك (ايسيس 13، 51 ـ 52، 1929) و زينر (ايسيس 14، 385 ـ 378، 1930) درباره‌اش‌ بحث كرده‌اند. نخستين ساعت‌ها اغلب به آدمك‌هاي خودكاري مجهز بودند كه جنبه‌ٴ زينتي داشت‌. ولي به جلب توجه مردم به ساعت كمك مي‌كرد و در آنان حس نظم و ترتيب را بيدار مي‌ساخت‌. اين‌ كار مدت زيادي طول كشيد و اين آموزش در برخي كشورها هنوز شروع هم نشده است‌.
در اين بحث مربوط به ساعت‌هاي مكانيكي بايد همواره به‌خاطر داشت‌، نكته‌هاي اصلي در پيدايي آنها در وهله‌ٴ اول لنگري‌1 بود كه يك رديف چرخ دنده‌ها را به حركت در مي‌آورد؛ دومي‌ چرخدنگ داراي نوسان كه لنگر را در فواصل كوتاه منظم نگاه مي‌داشت‌. قديم‌ترين چرخدنگ‌ شناخته شده در يكي از نقاشي‌هاي ويلار دو هونكور (سيزدهم ـ 2) ديده مي‌شود.

روش‌هاي وقت‌نمايي در ساعت‌ها

ساعت‌ها ممكن بود به‌وسيله‌ٴ شماره يا تصوير يا مجسمه‌هايي وقت را نشان دهند. در مورد مجسمه‌ها بيشتر به آدمك‌هاي خودكار يا نمايشي از اجرام آسماني و غيره توجه مي‌شد.
1) موادي كه در ساختمان آنها به‌كار مي‌رفت (در ابتدا آهن بود و بعدها بخش‌هايي از برنج‌)؛ 2) شواهد تبديل استفاده از صفحه‌ٴ رقاصك (ولي استفاده از آن تا نيمه‌ٴ سده‌ٴ هفدهم‌، يعني‌ مدت‌ها پس از اختراع آونگ ادامه يافت‌. چرخ رقاصك تنها در ساعت‌هاي خانگي به‌كار مي‌رفت‌؛ 3) آرايش كلي قاب ساعت‌؛ 4)كاربرد چرخ‌دنده 5) استفاده از پره‌ها يا ميله‌هايي در مسير چرخ‌ها؛ 6) روش جوش دادن صليب به لبه‌؛ 7) شكل مقطعي محورها يا ميله‌ها؛ 8) روش‌


1. در برخي ساعت‌هاي آبي هم نوعي لنگر وجود داشت‌: